تبلیغات
نیک فیس وبلاگی برای دانلود جدیدترین ها - تغییر یك مصطلح به ضرب‌المثل
نیک فیس وبلاگی برای دانلود جدیدترین ها
بروزترین وبلاگ دانلود موزیک های ایرانی

تغییر یك مصطلح به ضرب‌المثل

طاووس ضرب المثل ها،فرهنگ و ادبیات،ضرب المثلضرب‌المثل‌ها، چنان‌چه درباره خاستگاه و طرز به‌وجود آمدن‌شان گفته شد، ریشه‌هایی متفاوت دارند. یكی از مهم‌ترین این خاستگاه‌ها، گفته‌های مردمی است یا اصطلاحاتی كه در بین عوام رایج می‌شود. به این عبارات یا اصطلاحات كه كوتاه و آهنگین هستند، عبارات یا جملات مصطلح گفته می‌شود. مثلاً عبارت «از زمین تا آسمان» عبارت مصطلحی است كه اغلب در بیان اندازه و كمیّت چیزی گفته می‌شود. مثلاً اگر شخص بخواهد بگوید حجم یا اندازة چیزی بسیار زیاد است، این اصطلاح را به‌كار می‌برد.

امّا این اصطلاح را نباید با یك ضرب‌المثل حقیقی اشتباه گرفت. چون این سخن ـ از زمین تا آسمان ـ نه پندی به‌همراه دارد و نه دربارة چیزی هشدار می‌دهد؛ امّا اگر این اصطلاح را به این صورت ادا نمود: «آرزوی دیوانه‌ها از زمین تا آسمان است»؛ می‌شود ضرب‌المثل. چنین اصطلاحاتی بسیار زیادند، امّا باید چرخه‌ای را طی كنند تا مبدّل به ضرب‌المثل باب روز شوند.

چرخه‌ای به این صورت:

ابتدا باید جمله شكل بگیرد و قوام یابد، بعد جمله خلاصه می‌شود؛ آن‌قدر خلاصه كه به یك ضرب ادا شود.

مثلاً در باب همین اصطلاح:

«ثروت فلانی بسیار زیاد است، از زمین تا آسمان است.»

در وهلة دوّم جمله خلاصه شده بدین‌صورت است، «ثروت او از زمین تا آسمان است.»

بعد می‌شود «ثروتش از زمین تا آسمان» در این حالت جمله حالت ریتمیك و موسیقیایی پیدا می‌كند و بعد با تغییراتی اندك، جمله به صورت پند یا هشدار در می‌آید و بعد به مرور در گفت‌وگوهای عامیانه استفاده شده و حالت پایداری گرفته و به صورت ضرب‌المثل در می‌آید.

امید

واژة امید و مشتقّات آن، اشاره به چشم‌داشت از آینده دارد. یعنی توقّع به احتمال رخداد چیزی. در فرهنگ لغت مُعین، ذیل واژة امیدواری، به واژه‌های آرزومندی، توقع، انتظار و اعتماد اشاره شده است.

مشهورترین مورد استفاده این كلمه در فرهنگ ایرانی امروزه، اشاره به ظهور امام زمان(عج) دارد. در هر دعا و هر آرزوی ما، این جمله به چشم می‌خورد؛ «شاید این جمعه بیاید،‌ شاید ...» این همان واژة امید است. امید برای آمدن امام. امّا در ضرب‌المثل‌ها و حكایات پارسی، این كلمه به دفعات استفاده شده و ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات فراوانی هست كه نشأت گرفته از واژة امید است.

در نومیدی بسی امید است              پایان شب سیه سپید است

كه اشاره به مذمّت و خوار شمردن نومیدی است. چنان‌كه در پایان هر شب، باید به طلوع سپیده امیدوار بود.

واژة امید یا مشتقّات آن در اشعار و شعارهای زمان انقلاب نیز به فراخور زمانه و احوالات آن روزگاران، به دفعات استفاده می‌شده است.

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

رهبر محبوب خلق، از سفر آید

كه به نوعی انتظار برای آینده‌ای شیرین و امید در آن به چشم می‌خورد.

ضرب‌المثل:

امید صبحانة خوبی است، امّا شام بدی است.

صبر تلخ است، ولی آخرش شكر است.

این ضرب‌المثل انگلیسی، اشاره به این دارد كه امید برای سنین جوانی و اوقات توانایی است، امّا زمانی كه پایت به پیری باز شد، دیگر امید داشتن، چندان ثمری ندارد. بخش دوّم ضرب‌المثل نیز اشاره به فواید صبر دارد. صبوری و انتظار و امیدوار بودن برای رسیدن به چیزی، شاید تلخ و دشوار باشد؛ امّا زمانی كه به هدف رسیدی، همه تلخی‌ها مبدّل به شیرینی خواهد شد.

منظور از ضرب‌المثل: «حقیقت را به امید نفروش» این است كه آدمی نباید حقیقت را هر چقدر هم تلخ و ناگوار باشد، به چیز خیالی و موهوم بفروشد. مترادف و هم‌معنای این ضرب‌المثل، همان سیلی نقد بِه از حلوای نسیه است.

در هفت‌گانة هری‌پاتر، رامبلدور، پیرمردی كه به درایت و دانایی شهره است، در جلد چهارم این هفت‌گانه، در انتهای رمان می‌گوید: «همیشه بین حقیقت و راحتی، حقیقت را انتخاب كنید.»

ضرب‌المثل دیگر در این باب:

«از این ستون تا آن ستون فرج است.»

كه باز اشاره به امید دارد. در باب خاستگاه این ضرب‌المثل می‌گویند:

«بی‌گناهی را به اتهام این‌كه قتلی انجام داده، محكوم به اعدام كردند. روز محاكمه، مردم اطراف میدان اجرای حكم جمع شده بودند. وقتی محكوم را به میدان آوردند، مأمور اجرای حكم، بنا به سنّت، از محكوم پرسید: «آخرین خواسته‌ات چیست؟»

محكوم گفت كه او را باز كند و به ستون دیگر ببندد. مأمور گفت: «چه سودی به حال تو دارد، این‌جا به ستون باشی با شلّیك اولین گلوله می‌میری، آن‌جا به آن ستون هم بسته باشی، همین آش و همین كاسّه است.»

محكوم گفت: «این آخرین تقاضای من است، شاید در این فاصله باز شدن از این ستون تا آن ستون خداوند فرجی كند.»

مأمور نپذیرفت، امّا مردم با شنیدن آخرین خواستة محكوم، شور و هیاهو كردند كه باید خواستة مرد را به‌جا بیاورند. مأمور مجبور شد و محكوم را باز كرد، امّا بر حسب تقدیر و بنا به ضرب‌المثل «سر بی‌گناه پای دار می‌رود، امّا بالای دار نمی‌رود»، یكی از مسئولان حكومتی از آن‌جا می‌گذشت، چون شلوغی و هلهلة جمعیّت را دید جلو آمد و از علّت اجتماع آن‌ها پرسید. محكوم را جلوی مسئول حكومتی آوردند و او فرصت را غنیمت شمرد و بی‌گناهی خود را ثابت كرد.

آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا سایت را پسندیدید؟؟؟؟؟؟




صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود آهنگ